یک مدرس ارتباطات معتقد است که گاهی از بین بردن ابهام در موضوعات از سمت رسانه‌ها با منافع دولت‌ها در تعارض خواهد بود و این تعارض‌ها باعث می‌شود که دولتمردان رسانه‌ها را به گسترش ناامیدی متهم کنند.

حمید شکری‌خانقاه در گفت‌وگو با ایسنا درباره‌ی عملکرد رسانه‌ها در قبال پرهیز از گسترش ناامیدی، اظهار کرد: نقش رسانه‌ها، شفاف‌سازی و از بین بردن ابهام است. قطعا رسانه‌ها مرکز و کانالی برای از بین بردن شایعات هستند. زمانی که در جامعه یک موضوع به معضل تبدیل می‌شود خصوصا در حوزه افکار عمومی، اغلب ناشی از کمبود اطلاعات و بالا بودن ابهام است؛ بنابراین رسانه‌ها زمانی که خبری را درباره موضوع پوشش می‌دهند ابهام را کم و شفافیت را بالا می‌برند و در نتیجه دغدغه افکار عمومی را کاهش می‌دهند.

او با بیان این‌که کاهش دغدغه افکار عمومی از دو زاویه حکومتی و مردمی قابل بررسی است، گفت: گاهی ممکن است شکافی پیش بیاید در این صورت دولت‌ها به شفافیت زیاد علاقه‌ ندارند. این مساله باعث می‌شود که ابهامات بین مردم بالا برود و بین دولت و مردم تعارض به وجود بیاید. دغدغه دولتمردان و مردم درباره اطلاعات متفاوت است. اگر دولتمردان به نقش‌آفرینی رسانه‌ها علاقه‌ای ندارند به دلیل وجود همین تعارض است.

این استاد ارتباطات ادامه داد: اگر مردم استقبال می‌کنند که رسانه‌ها اطلاعاتی در اختیارشان بگذارند به دلیل شفافیت ناشی از حل تعارض است. به نظرم رسانه‌ها مسؤولیت حرفه‌ای خود را برای حل تعارض انجام می‌دهند به این معنی که مسؤولیت رسانه شفافیت و از بین بردن ابهام افکار عمومی است. گاهی از بین بردن ابهام با منافع دولت‌ها در تعارض خواهد بود و این تعارض‌ها باعث می‌شود که دولتمردان رسانه‌ها را متهم کنند. در کشورهای خارجی و ایران بارها این اتفاق افتاده است. در بسیاری از کشورها زمانی که خبرنگار زیر تیغ خشم قرار می‌گیرد به دلیل شفافیتی است که ایجاد کرده است. شفافیت و افزایش آگاهی مردم باعث می‌شود منافع برخی دولتمردان به خطر بیفتد.

شکری خانقاه درباره وضعیت انتشار اخبار در رسانه‌های جناحی بیان کرد: در دولت‌های مردم‌سالار هرچقدر جامعه آگاه‌تر باشد از فساد جلوگیری بیشتری به عمل می‌آید. گاهی موضوع بر سر تضاد دیدگاه است. دولت فرصت می‌خواهد در یک آرامش و زمان مناسب به اهداف خود برسد و رسانه‌ها اعتقاد دارند که این آرامش زمانی به دست می‌آید که مردم در جریان تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی دولتمردان قرار بگیرند. زمانی که تضاد مثلث حکومت، مردم و رسانه‌ به وجود می‌آید شاید دولت‌ها در موقعیت‌هایی قادر به حل یک بحران نباشند، بنابراین زمانی که ناکارآمدی خود را نشان می‌دهند و رسانه‌ها به مردم اطلاع‌رسانی می‌کنند این رسانه‌ها به ناامید کردن مردم متهم خواهند شد. اساسا رسانه‌ها ناامیدی ایجاد نمی‌کنند اما اگر رسانه جناحی با موضوع برخورد کند، گاهی دچار اختلال ارتباطی «بازنمایی واقعیت» می‌شوند، یعنی واقعیت را از دریچه دوربین خود منعکس می‌کنند. اگر رسانه‌ای واقعیت را آنگونه که هست، نشان دهد باعث ناامیدی نخواهد شد. هر چند رسانه در ذات خود وقتی که از واقعیت می‌گوید بر روی برخی از معضلات دست می‌گذارد، یعنی حباب آرامشی را که ما می‌بینیم وجود ندارد، چون مردم از برخی اتفاقات بی‌خبرند فکر می‌کنیم آرامش هم وجود دارد. زمانی که رسانه‌ها درباره رویدادها اطلاع‌رسانی می‌کنند حباب می‌ترکد. رسانه‌ها مشروط بر این‌که جناحی عمل نکنند نه تنها رسالت خود را انجام خواهند داد، بلکه رسالت اجتماعی‌شان ایجاب می‌کند که آگاه‌کننده و هشداردهنده باشند.

این استاد ارتباطات اضافه کرد: زمانی که رسانه‌ها مسائل مختلف جامعه را منعکس می‌کنند، ذهنیت سیاسیون به این سمت می‌رود که رسانه دست روی معضلات جامعه گذاشته و باعث ناامیدی می‌شود. اما از نظرکارشناسان نه تنها ناامیدی ایجاد نمی‌شود بلکه مسؤولان را به واقعیات کاربردی و عملیاتی وارد می‌کند. بسیاری از رسانه‌ها تا به امروز باعث شدند که جلوی برخی فسادها و اختلاس‌ها گرفته شود و حتی سبب امیدواری در جامعه شده‌اند یعنی یک اهرم فشاری به عنوان رسانه وجود دارد که می‌تواند جلوی فساد را با آگاهی دادن به جامعه بگیرند.

شکری خانقاه درباره‌ی عملکرد رسانه‌ها به منظور جلوگیری از ایجاد توقع بی‌جا بیان کرد: توقع بی‌جا معنی ندارد و بستگی به این مساله دارد که از زبان چه کسی گفته شود. در واقع این توقع زمانی به وجود می‌آید که قابلیت بهبود شرایط را نداشته باشیم و رسانه‌ها دست به شفاف‌سازی بزنند، بنابراین دو تضاد به وجود می‌آید. ابتدا اینکه قابلیت بهبود شرایط وجود ندارد و دوم اینکه مردم آگاه شده‌اند بنابراین در این مرحله توقع بی‌جا ایجاد می‌شود که شرایط بهبود پیدا کند؛ برای مثال مردم انتظار داشتند که قیمت دلار پایین بیاید وقتی این اتفاق نیفتاد، دولتمردان گفتند که توقع مردم بی‌جاست. این در حالی است که گفتند قیمت در ۴۲۰۰ تومان تثبیت می‌شود.

این جامعه شناس ارتباطات در پایان گفت: میان انتظار مردم و کارکردهای دولت‌ فاصله وجود دارد و اگر بخواهیم از نگاه دولتمرد ببینیم، می‌گوییم توقع بی‌جا. در حالی که این توقع زمانی به وجود می‌آید که کاری انجام نشود و خارج از حیطه اختیار ما باشد، اما مردم انتظار دارند که کارها بدرستی انجام شود. زمانی که مسؤولان نمی‌توانند یا نمی‌خواهند شرایط را بهبود دهند و مردم از طریق رسانه ها آگاه شده باشند، رسانه‌ها را متهم به ایجاد توقع بی‌جا می‌کنند این در حالی است که توقع مردم به‌جا است. در واقع یک شکافی بین دولتمردان، رسانه و مردم وجود دارد که باید این شکاف اطلاعاتی بین آن‌ها پر شود. زمانی که رسانه آگاهی می‌دهد، مردم از دولتمردان انتظار دارند و دولت هم باید توقعات آنها را پاسخگو باشد بنابراین توقع بیجایی وجود نخواهد داشت. ضعف در نگاه دیپلماسی ارتباطی دولت‌هاست، یعنی زمانی که در نظام دیپلماسی ارتباطات مردم با دولت شکاف اطلاعاتی وجود داشته باشد واژه توقع بی‌جا و تبرئه‌سازی به میان می‌آید.

جامعه روابط عمومی