فناوری ها، پرشتاب و بی توجه به مرزها وارد کشور شده اند اما فرهنگ استفاده از آنها هنوز نتوانسته خود را با این شتاب هماهنگ کند. شاید بخش مجهول ریشه یابی در خصوص کژ کارکردهای فناوری های ارتباطی در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به همین دلیل باشد.

فناوری‌ها، پرشتاب و بی‌توجه به مرزها وارد کشور شده‌اند اما فرهنگ استفاده از آنها هنوز نتوانسته خود را با این شتاب هماهنگ کند. شاید بخش مجهول ریشه‌یابی در خصوص کژ کارکردهای فناوری‌های ارتباطی در ایران و بسیاری از کشورهای در حال توسعه به همین دلیل باشد. و باز به همین دلیل است که در سال‌های اخیر اصطلاح «سواد رسانه‌ای» را زیاد می‌شنویم و دو واحد درسی در پایه دهم دبیرستان هم به آشنایی دانش‌آموزان این مقطع با سواد رسانه‌ای اختصاص یافته است.

در جامعه‌ای که بسیاری از ممنوعیت‌ها و تابوها با همگانی شدن موبایل‌هایی که همه چیز هستند و هرچیزی در آنها یافت می‌شود شکسته شده‌اند، این آشفتگی کنونی قابل انتظار است اما کارشناسان می‌گویند فرصت برای فرهنگ‌سازی و هنجارمند کردن رفتارها در فضای مجازی هنوز نسوخته است... امروزه حجم گسترده محتوای سالم و ناسالم، اطلاعات مفید و غیرمفید و اپلیکیشن‌ها و برنامه‌های ایمن و غیرایمن از طریق شبکه‌های مجازی در دسترس همگان قرار گرفته است و در چنین شرایطی ضرورت آموزش سواد رسانه‌ای، اطلاعاتی و دیجیتال به‌ عنوان یک ساختار جدید سوادآموزی برای تقویت مهارت بهبود سبک زندگی در فضای مجازی و آشنایی با تهدیدهای فضای مجازی بیشتر از هر زمان احساس می‌شود.

از این‌رو مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم جهت تحقق فضای مجازی سالم، مفید و ایمن و افزایش سواد مجازی عموم مردم اقدام به پژوهش‌های کاربردی و راهبردی با هدف تولید ادبیات بومی سواد مجازی و ترویج فرهنگ صحیح استفاده از فضای مجازی با مشارکت دانشگاه‌ها، مراکز آموزشی پژوهشی و نخبگان کرده است.

شناخت رسانه‌ای و فهم ما در رابطه با چگونگی به‌ کارگیری رسانه‌ها و توانایی ما در تعیین ظرفیت‌های رسانه‌ای برای به‌ کارگیری بهینه و مفید آنها حائز اهمیت حیاتی است. متأسفانه ما در ایران در این زمینه‌ها کاستی‌های فراوان داریم. به همین دلیل تأکید می‌شود که سواد رسانه‌ای که درجاتی از فهم رسانه‌ای را می‌تواند در شیوه به‌کارگیری ما از رسانه‌ها تعیین کند، باید تقویت شود.

تقویت و توانمندسازی سواد رسانه‌ای به معنای توانمندسازی افراد جامعه در نحوه به‌ کارگیری رسانه‌ها، فهم عمیق‌تر از کارکردهای آنها و تفکیک و تمایزسازی میان محتوای آنها است. عدم توازن و تعادل در مصرف رسانه‌ای، بویژه در رابطه با شبکه‌های اجتماعی، بیانگر نوعی از «انحراف رسانه‌ای» است. این انحراف از طرفی ریشه در شناخت ما از رسانه‌ها دارد و از سوی دیگر، در ناتوانی ما در چگونگی بهره‌برداری از ظرفیت‌های رسانه‌ای. به همین دلیل، سواد رسانه‌ای در این زمینه بسیار مهم و حیاتی است. جامعه‌ای که نداند چگونه از ظرفیت‌های خود و رسانه‌ها بخوبی استفاده کند، با بحران‌های مختلف روبه‌رو می‌شود.

از این‌رو سواد رسانه‌ای نیازمند فهم و ارزیابی مجدد توسط اندیشمندان و پژوهشگران و دولتمردان است. متأسفانه تاکنون ما درباره مفهوم سواد رسانه‌ای و مصادیق نظری و عملی آن اتفاق نظر نداریم. این خود نخستین چالش در این زمینه است. مسأله دیگر، بحث مربوط به چگونگی آموزش این سواد در سطح فردی و اجتماعی است. آموزش سواد رسانه‌ای، اگرچه خود جزئی از سواد رسانه‌ای است، اما یک جزء کلان و مهم و مقدم برای مراحل دیگر است.

جامعه روابط عمومی