سواد رسانه ای در واقع مثل رژیم غذایی است، همانطور که انسان در یک رژیم غذایی مراقب است که بیش از حد غذا مصرف نکند و یا از خوراکی های سالم استفاده کند، با فراگیری و توجه به سواد رسانه ای هم نظیر چنین اتفاقی برای ما می افتد.

یادگیری سواد رسانه ای یعنی هر آدمی یاد بگیرد چطور، چه مقدار، چه زمانی، چه مکانی و از چه رسانه ای استفاده کند. سواد رسانه ای در واقع مثل رژیم غذایی است، همانطور که انسان در یک رژیم غذایی مراقب است که بیش از حد غذا مصرف نکند و یا از خوراکی های سالم استفاده کند، با فراگیری و توجه به سواد رسانه ای هم نظیر چنین اتفاقی برای ما می افتد.

سواد رسانه ای مثل چتری است که انسان را در برابر بمباران اطلاعات محافظت می کند به همین دلیل هم سواد رسانه ای در دنیا بالاخص در اروپا و آمریکا در برنامه های درسی ارائه می شود و خوشبختانه در کشور ما هم از سال گذشته تدریس سواد رسانه ای در پایه دهم آغاز شده است. در بحث سواد رسانه ای پنج سوال اصلی و یا اصطلاحاً پنج سوال طلایی مطرح است. اولین سوال این است که این محتوا و پیام رسانه ای که من می بینم را چه کسی تولید کرده است. سوال دوم این است که این محصول هر چه که هست عکس، فیلم، صوت، نماهنگ و یا موسیقی حاوی چه پیامی است و چه حرفی را می خواهد به منِ مخاطب منتقل کند.
سوال سوم این است که مخاطب های مختلف از این محتوا چه برداشتی می کنند، چون همانطور که می دانیم پس زمینه ذهن آدم ها در برداشت های آن ها تاثیر گذار است، مثلاً وقتی از لفظ توپ استفاده می کنیم ورزشکار توپ فوتبال به ذهنش می آید، یک خانم خانه دار توپ پارچه و یک نظامی توپ جنگی، لذا می بینیم که پس زمینه ها مهم است و در ذهن آدم ها اثرات متفاوتی می گذارد.سوال چهارم این است که چه ابزارها و تکنیک های رسانه ای برای تولید این محتوا استفاده شده و سوال پنجم نیز این است که در بلند مدت چه پیامدهایی روی ذهن منِ مخاطب می گذارد. خلاصه این پنج سوال طلایی این است که باید ببینیم چه کسی، چه چیزی را، به چه کسی، با چه تاثیری و با چه رسانه ای می رساند؟
ه طور خلاصه وقتی فرد یک محصول رسانه ای را استفاده می کند باید بداند چه کسی آن را ساخته به عبارت دیگر سر سفره چه کسی نشسته است. باید ببیند این محصول در رژیم مصرف رسانه ایش جا می گیرد یا نه، برای مثال الان به تماشای یک فیلم غم انگیز نیاز دارم یا یک فیلم شاد و امیدوار کننده؟

مراقب تاثیرات مخرب رسانه ها باشید باید با نگاه انتقادی ببینیم این محتوای رسانه ای چه حرف خوب یا بدی را می خواهد به ما بزند، باید تحقیق کنیم در بلند مدت چه اثری بر روی ذهنمان می گذارد.
هر کس هم برای خودش و هم برای خانواده اش باید نرم افزار ذهنی سواد رسانه ای را نصب کند، نرم افزاری که تعیین کند چطور می تواند مصرف محتوای رسانه ای خود را مدیریت کند. مثل مدیریت مکان، اینکه رسانه کجا باشد و کجا نباشد، یا مدیریت زمان مثل اینکه چه زمان و به چه مدت استفاده شود و یا ابزارها و محتوا را مدیریت کنیم.  در مورد خطرات و تاثیرات سوء رسانه ها بیان داشت: اگر کسی به شما پیشنهاد دهد در ازای دریافت پول هنگفتی فقط یک هفته کنترل مغز و ذهن خود را به او بسپارید مطمئناً مخالفت می کنید اما متاسفانه رسانه ها این کار را با ما انجام می دهند، مثلا وقتی تعداد زیادی کارشناس، روانشناس و جامعه شناس در ساخت یک فیلم دخیل هستند و در کوچکترین موارد نظر می دهند تا نهایتاً یک محصول یک ساعت و نیمه تولید شود، خب قاعدتاً این فکر ها تجمیع شده و در ذهن ما اثر می گذارد. اگر فردی هر غذایی را بدون حساب و کتاب بخورد مریض می شود اگر کسی هم بدون داشتن سواد رسانه ای خود را در معرض هر رسانه با هر محتوایی قرار دهد دچار عدم تعادل روانی می شود. این خطر به قدری جدی است و رسانه به قدری اثرات مخرب روی ذهن افراد می گذارد که سال گذشته سازمان ملل و یونسکو اعلام کردند اختلالات بازی های رایانه ای به اختلالات روانی اضافه شده است. یعنی اختلالات بازی های رایانه ای هم ردیف اختلالاتی نظیر افسردگی و اضطراب قرار می گیرد.

جامعه روابط عمومی