ارتباط ریسک فرآیند اطلاع رسانی به افراد در مورد خطرات بالقوه به فرد، اموال و یا جامعه است. محققان ارتباطات خطر را به عنوان یک رویکرد مبتنی بر علم برای ارتباط موثر در شرایط استرس زیاد، نگرانی و اختلاف نظر تعریف می کنند.

ارتباط ریسک فرآیند اطلاع رسانی به افراد در مورد خطرات بالقوه به فرد، اموال و یا جامعه است. محققان ارتباطات خطر را به عنوان یک رویکرد مبتنی بر علم برای ارتباط موثر در شرایط استرس زیاد، نگرانی و اختلاف نظر تعریف می کنند.

از دیدگاه مدیر ریسک، هدف ارتباطات خطر، کمک به ساکنان جوامع متاثر از فرایندهای ارزیابی و مدیریت ریسک، برای ایجاد ادراک قابل اعتماد شناختی از خطرات احتمالی و مشارکت در تصمیم گیری در مورد نحوه مدیریت ریسک است.

 

 

ابزار ارتباطی ریسک عبارت اند از: کلامی، و یا اظهارات بصری حاوی اطلاعات در مورد خطر است. به عبارت دیگر، مدیریت ارتباطات ریسک شامل سه حوزه اساسی است که عبارتند از:

۱- فرآیند شناسایی خطر، سوء تفاهم، درگیری، حادثه و بحران است.
۲- کنترل موارد فوق. این کنترل می‌تواند در سه مرحه «قبل از وقوع»، «حین وقوع» و «پس از وقوع» بحران باشد. هر مرحله، کنترل‌های خاص خود را دارد که می‌تواند ارتباطات خاص آن را مورد شناسایی قرار داد.
۳- به حداقل رساندن آثار رویدادهای غیرمطمئن. در حقیقت این حوزه، کاهش‌سازی خطرات را شامل می‌شود. هر نوع کاهش‌سازی خطر می‌تواند با نوع رابطه و ارتباطات انسان با دیگران و نیز محیط زیست مرتبط باشد و با تغییر یا «پالایش ارتباطی» می‌توان از خطر پرهیز کرد و سطح ریسک را کاهش داد.

 

 

 

برای درک هر چه عمیق‌تر رابطه ریسک و ارتباطات مؤثر باید بدانیم که تحقق ارتباطات مؤثر نیازمند وجود پنج عامل است:

۱- وجود حداقل اضطراب (اطمینان)
۲- وجود حداکثر قطعیت (عدم تردید)
۳- حرکت در آستانه اضطراب/ عدم قطعیت
۴- ایجاد اشتراک معنا
۵- مدیریت معنا برای تحقق ارتباطات مؤثر.

 

 

 

با طرح عوامل اساسی فوق در ایجاد ارتباطات مؤثر می‌توان به چگونگی ایجاد ارتباطات مؤثر در وضعیت ریسک نیز پی برد. ارتباطات ریسک در چنین وضعیتی و جهت ایجاد «ارتباطات مؤثر ریسک» نیازمند تحقق این عوامل است.

۱- اطمینان‌سازی (با کاهش اضطراب)
۲- قطعیت‌سازی (با عدم تردید)
۳- آستانه‌سازی (حرکت در آستانه اضطراب/عدم قطعیت)
رتباطات ریسک» و رفتار ارتباطی است.

 

 

در این زمینه می‌توان به نظریه گرونیک و هانت اشاره کرد که می‌گوید: رفتار ارتباطی یک جمع با تحلیل ادراکات آن جمع از یک وضعیت معین قابل پیش­‌بینی و فهمیدن است. این نظریه بیانگر وجود پنج متغیر اساسی در این رابطه است:

۱- شناخت مشکل، (تاثیر شناخت در ایجاد ارتباط)
۲- شناخت محدودیت، (درک محدودیت‌ها سطح ارتباط را مشخص می‌‎کند. )
۳- سطح درگیری، (هر قدر سطح درگیری بیشتر، ارتباط نیز بیشتر است)
۴- اطلاع‌جویی، (اطلاع‌رسانی و اطلاع‌جویی وسعت ارتباطات را تامین می‌کند
۵- پردازش اطلاعات، (تعیین درجه اهمیت اطلاعات است که در فعال شدن مخاطبان با موضوع اطلاعات، مؤثر است)

جامعه روابط عمومی