مطبوعات به عنوان ركن چهارم دموكراسي شناخته مي شوند و به واسطه همين عنوان از قابليت هاي ويژه اي براي آگاهي بخشي، اطلاع رساني، تنوير افكار عمومي و جهت دهي به حل و فصل مسائل كلان جامعه برخوردار هستند.

اما چندی است که ضلع چهارم مردمسالاری دچار افت شده و نقصان های جدی در عملکرد آن دیده می شود. این ضعف و فترت تا اندازه ای است که از این ابزار دموکراسی خواهی چه در مناسبات رسمی، چه در امور اجتماعی و چه در حوزه عمومی استقبال نمی شود و رسانه های چاپی چندان به بازی گرفته نمی شوند. «غلامرضا فروغی نیا» مدیرمسوول روزنامه صبح کارون معتقد است: «به خاطر شرایط جدید در کل شوون زندگی خواسته های مردم بیشتر شده و بالطبع آن نیازهای افکار عمومی هم تغییر کرده است. رسانه های کاغذی به نوعی قافیه را باخته اند و جذابیتی برای مخاطبان گذشته خود که زمانی برای روزنامه سر و دست می شکستند، ندارند. » وی می افزاید: «البته همیشه راهی وجود دارد: به شرطی که توانایی شناسایی راه های جدید را داشته باشیم.»

وضعیت گذشته و امروز مطبوعات را چگونه ارزیابی می کنید؟
خب طبیعی است که تغییرات بسیار زیادی از گذشته تا به حال داشته ایم. من الان نزدیک به ٢٢ سال است که در عرصه مطبوعات مشغول به کار هستم و بالا و پایین های زیادی را در این حوزه به چشم دیده ام. یادم هست زمانی که خودمان فیلم و زینک برای چاپ روزنامه می گرفتیم و مقوا می بریدیم و تازه همه اینها را برای انتشار به تهران می فرستادیم و بعد از چاپ دوباره به اهواز برمی گشت! واقعا ساده ترین وسایل برای چاپ و تهیه یک نشریه در خوزستان موجود نبود و به سختی کار تولید یک رسانه کاغذی انجام می شد. در حال حاضر به خاطر شرایط جدید که همه وجوه زندگی را تحت تاثیر قرار داده و پیشرفت های تکنولوژیکی که ساختار خبری و اطلاع رسانی را متاثر کرده نیازها و خواسته های افکار عمومی را هم دستخوش تغییرات اساسی کرده است. مردم نیازهای متفاوت و به روز دارند ولی کمتر اثری در روزنامه های فعلی به آنها می شود چون رسانه های کاغذی ما به سبک و سیاق ۵-۴ دهه پیش تولید می شوند.

واقعا چاره ای برای برون رفت از این وضعیت نیست؟
همیشه راهی وجود دارد: به شرطی که توانایی شناسایی راه های جدید را داشته باشیم. در وهله اول باید کیفیت مطالب بالاتر برود. خبر، مقاله، تحلیل و نحوه گزارش باید تغییر کند و به سمتی برود که مردم با روزنامه احساس بیگانگی نکنند. روزنامه باید تریبونی برای بازتاب خواسته های افکار عمومی باشد و مردم بتوانند درد و رنج خودشان را از این طریق مطالبه کنند.
مورد دیگر اینکه ما روزنامه نگارها و خبرنگاران باید تواناتر از قبل بشویم و قابلیت های رسانه ای مان را بالا ببریم. وقتی خبری انعکاس پیدا می کند، حتما بخشی از آن شفاف و گویا نیست. روزنامه نگار باید آنقدر دانا و توانا باشد تا ضلع ندیده را ببیند، بشناسد و منعکس کند و زحمت بیشتری برای پوشش و انتشار اخبار بکشد. خبر باید از حالت عام خارج شده و تخصصی شود تا علاوه بر صحت و اعتبار آن به عنوان مرجع و مدرک معتبر برای ارجاع مسائل مرتبط کاربرد پیدا کند. در گذشته تعداد روزنامه ها کم بود ولی همین تعداد اندک اطلاعات مورد نیاز مردم را تامین می کردند. اما امروز با تعدد و تکثر انواع رسانه ها روبه رو هستیم: چگونگی انتشار اخبار، نوع پوشش خبری مستند بودن مواردی هستند که از بیخ و بن دچار دگرگونی شده اند و باید با عینک تخصصی به آن نگاه کرد.

چطور می توانیم اعتماد مردم به نشریات (سراسری و استانی) را دوباره جلب کنیم؟
اینکه اعتماد و توجه به روزنامه کم شده کاملا درست است. می دانید دلیلش چیست؟ روشن است: حضور آدم های غیرحرفه ای در مطبوعات! این افراد ناوارد و نابلد در ایجاد این بی اعتمادی نقش پررنگی دارند و بعضا برای منافع و مطامع شان وارد کار رسانه شده اند تا از تریبونی که به دست می آورند به عنوان اهرم فشار استفاده کنند. الان پیمانکار مجوز روزنامه می گیرد تا به کارفرما فشار وارد کند: کارفرما مجوز می گیرد تا از کنار آن به چیزهای دیگر برسد. دیگری نشریه باز می کند تا با شهرداری مقابله کند، دیگری دولت را می کوبد و... باید توجه داشت که روزنامه نگاری یک کار آرمانی اجتماعی- فرهنگی است و کسی که به این حرفه وارد می شود باید انگیزه های آرمانی داشته باشد تا بتواند فعالیت درخوری انجام دهد. زمانی روزنامه نگار ابهتی داشت و به هرجایی که وارد می شد به احترامش کلاه از سر برمی داشتند ولی حالا چه؟ در شرایط فعلی انگیزه های غیرآرمانی فراوانی در مطبوعات دیده می شود که فقط برای کسب سود و منفعت است که واقعا مایه شرمساری و خجالت است. شخصی مانند گابریل گارسیا مارکز به صراحت می گوید که از کار روزنامه نگاری به رمان نویسی رسیده است. مسوولان متولی امر حتی از کسانی که متقاضی دریافت مجوز هستند حتی یک امتحان رسانه ای نمی گیرند که معلوم شود اصلا کسی با این عرصه آشنا هست یا نه؟ متاسفانه نفوذ، رانت و سوءارتباطات غالب شده است. با این تفاسیر صحبت از اعتماد به رسانه بی معنا است.

چرا کار به اینجا رسیده است؟
وقتی اقتصاد در روزنامه به مشکل می خورد و هزینه ها کمرشکن می شوند، متاسفانه بعضی از کارها توجیه پیدا می کنند. یک رسانه برای فعالیت به پنج فاکتور احتیاج دارد: سرمایه در گردش، نیروی انسانی کارآمد، منابع اولیه، تکنولوژی و از همه مهم تر مدیریتی که بر رسانه اعمال می شود تا چهار عامل قبلی را بالانس و کارآمد کند.
در شرایط کنونی خیلی ها دنبال رپرتاژ آگهی هستند تا درآمدزایی کنند. من منکر رپرتاژ نیستم. جا به جایی هدف ها بدبختی ما است. رسانه ها به نوعی آلت دست شده اند. مدیری که ٢٠ سال سابقه دارد ولی یک پاراگراف مطلب نمی تواند بنویسد به درد این کار نمی خورد. این قبیل افراد کم نیستند که به جای پرداختن به کار حرفه ای و فعالیت شرافتمندانه به دکان داری روی آورده اند. انحراف از مسیر بلای جان مطبوعات شده و منفعت طلبی صرف بر این حوزه چنبره زده است وگرنه روزنامه نویس باتجربه و صاحب قلم کم نداریم ولی به دلایلی که گفتم به حاشیه رانده شده و اثرگذاری مطلوب را ندارند.

در شرایط فعلی چگونه می توان با شایعات مقابله و آنها را خنثی کرد؟ به خصوص در منطقه شما که بحران های زیست محیطی (ریزگردها، خشکسالی، تغییر اقلیم و کم آبی) راه را برای انتشار شایعات باز می کند؟
وقتی شرایط نامناسب می شود شایعات حاکم درجه یک میدان می شوند و این می تواند اعتماد و انسجام عمومی را خدشه دار کند. اوج این قضایا هم در دوران جنگ تحمیلی بود که به شدت شیوع داشت. وجود حتی یک رسانه مفید می تواند راست و دروغ را از هم تمییز دهد. در اوضاع و احوال کنونی منطقه خوزستان با توجه به مشکلات ریز و درشتی که هست وجود رسانه های محلی مفید بوده و توانسته اند در حد بضاعت شان به خوبی فضا را پوشش داده و اطلاعات را درست منتقل کنند. در مجموع می توانم بگویم نقش رسانه های بومی مثبت بوده و باعث شد که برخی مدیران استانی انگیزه پیدا کنند و برای مشکلات و موانع پیش رو چاره اندیشی کنند. مواردی هم داشته ایم که موجب تحرک در کارهای اجرایی و مدیریت محلی شده است. چون انتشار برخی خبرها می تواند باعث حساسیت های سیاسی و تحریکات ایدئولوژیک شود، نوع عملکرد رسانه ها می تواند در جهت گیری افکار عمومی موثر باشد. البته این را هم بگویم که وقتی آب شرب به سختی تامین می شود و چیزی که از لوله ها بیرون می آید گل و نمک است این را نمی توان شایعه دانست چون عین واقعیت است.

در پایان بفرمایید چه کنیم که از این وضعیت دشوار خلاص شویم؟
در وضعیت فعلی جنس مرغوب وجود ندارد. باید علاوه بر ارتقای کیفی، ابزارهای نوین را هم به خدمت گرفت تا به غیر از جذابیت، اصالت هم در کنار آن حاصل شود. اصالت و مقبولیت موجب می شوند تا نشریه ای به اصطلاح شناسنامه دار شود. رسانه های بزرگ پویا هستند و حرف و مطلب شان برای همه سند و حجت است. روزنامه نگاری ایران باید خودش را از بیماری هایی که دارد رها کند. عمده معضلات ما دعواهای جناحی و صنفی است که بیخود و بی جهت به رسانه های کاغذی کشیده شده. مشکلات صنفی ما ربطی به راست و چپ ندارد که مدام از این سمت و سوها مورد هجمه قرار می گیرد. برای کار قوی باید ملزومات مناسب تدارک دید. آموزش، سواد رسانه ای، شبکه توزیع مطلوب و رعایت استانداردهای رسانه ای می تواند رونق بخش فضای غم زده و ملالت بار مطبوعات باشد.

روزنامه اعتماد، شماره ۴۱۳۸ به تاریخ ۲۸/۴/۹۷، صفحه ۱۱ (روزنامه زنده است)

جامعه روابط عمومی