انتخابات خانه مطبوعات اصفهان بود. همکاران با شروع و اشتیاق خاصی در محل نمایشگاه اصفهان 1400 در زیرزمین کنار شهرداری اصفهان گردهم جمع شده بودند.

انتخابات خانه مطبوعات اصفهان بود. همکاران با شروع و اشتیاق خاصی در محل نمایشگاه اصفهان ۱۴۰۰ در زیرزمین کنار شهرداری اصفهان گردهم جمع شده بودند.

بیش از انتخابات؛ جمع دوستان و تجدیددیدارها و گفت و شنودها ، خنده ها و شادی های خبرنگاران مهم بود. مرحوم ابطحی بزرگوار به عنوان مسن ترین فرد جمع، رئیس سنی انتخابات بودند. پس از رای گیری، دکتر جعفرپیشه که بازرس انتخابات بودند از حاضرین سوال کردند آیا کسی هست که نسبت به رای گیری و مراحل مختلف کار تاکنون اعتراضی داشته باشد. بیشتر به خطر این سوال کردند تا رسمیت و مشروعیت اتخابات را تایید کنند که مرحوم ابطحی بزرگوار از سر مزاح و طنز و برای تلطیف بیشتر جلسه گفتند: من باید قبول داشته باشم که دارم؛ از من سوال کنید؟

این طنز حاج آقا ابطحی سالهاست که از خاطرم محو نمی شود. از خودم می پرسم آن استاد و پیشکسوت بزرگوارچه مفهومی را از طرح این طنز زیبا دنبال می کردند. شاید می خواستند به ما بگویند که اگر مدیر و رهبری دانا و خردمند و مسلط به دانش روز داشتید به او اعتماد کنید و اقتدار او را با جان پذیرا باشید اما همه می دانیم که چنین سطحی از دانش و توانایی تنها می تواند الهی باشد و نزد اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام و لذا بدون هم فکری ، مشارکت و خرد جمعی هر تصمیمی دچار نقصان و هر اقدامی دچار خطا ، انحراف و آسیب است. رسول مکرم اسلام (ص) به عنوان رهبر والایی که به وحی متصل بودند در قضیه جنگ احد در خصوص اتخاذ استراتژی با صحابه مشورت کردند و نظر آنها را پذیرفتند.

در دیدگاه مدیریت ناب به عنوان آخرین سبک مدیریت روز دنیا، تضارب اندیشه ها از جایگاه والایی برخوردار است. بر اساس این فرمول اگر در یک جلسه هفت نفر حضور داشته باشند و هر کدام ایده ای را مطرح کنند. در بارش افکار و تضارب آراء هر فرد داخل جلسه ۴۹ بار بیشتر از قبل ذهنی بارور یافته است.«سی رایت میلز» جامعه شناس فقید آمریکایی معتقد بود: ساعت ها اندیشه انفرادی کمکی به ذهن برای حل مسائل نمی کند اما یک ساعت مذاکره و گفتگوی عالمانه و آزاد دریچه های از دانش را به روی انسان می گشایدکه غیر قابل تصور است.

جامعه ما امروزه بیش از هر چیز دیگری به تفاهم و همزیستی صحیح و علمی نیاز دارد. زندگی دارای دانشی است که بدون توجه به قوانین و اصول آن نمی توان آن را کشف و به دست آورد و لذا همیشه باید به دنبال خواست ها و آرزوهایمان بدویم. اما دانستن این قوانین و عمل به آنها رمز حیات متعالی است. از دیدگاه بنده دانش زندگی ؛ دانش روابط عمومی است.

اولین اصل در دانش روابط عمومی زندگی احترام و تفاهم متقابل حاصل از احترام است. وقتی قرار است کار جمعی انجام دهیم اولین اصل کار گروهی مشورت کردن و احترام به عقاید دیگران است. شیوه تحقق این اصل هم ساده است جلسات کوتاه و کاربردی. حال اگر مجموعه ای در این خصوص ادعای کار گروهی را مطرح کرد و تنها به ثبت یک آرم بسنده کرد و در هیچ یک از جلسات برگزار شده اعضا دعوت نشدند، بایستی پذیرفت که برگزار کنندگان اصول کار گروهی را نمی دانند و باید فرا بگیرند.

سالهاست که انسان های خوب با شیوه های بد باعث سوتفاهم ها، جدایی ها، بغض هاو کدورت ها شده اند که خود قصد مبارزه و حدف آنها را داشته اند. وقت آن است که بپذیریم در هر سن و سالی که هستیم باید مطالعه مستمر داشته باشیم و اصول زندگی را فرا بگبریم و نگاهمان به زندگی عالمانه باشد و پست و مقام نه تنها باعث استثنا شدن ما از این قواعد نمی شود که کسئولیت ما را در ترویج خرد جمعی و کار گروهی دو چندان می کند چرا که انسان مسئول دارای اختیارات و منابعی است که دیگران از آن بی بهره و کم بهره اند و می تواند همچون الگویی موثر مروج اصول زندگی باشد.

دکتر هادی زمانی. مردادماه ۱۳۹۷

جامعه روابط عمومی