محمدحسین رنجبران، مدیر کل روابط عمومی صداوسیما در واکنش به انتقادات از پخش اعترافات مائده هژبری (نوجوان رقصنده) در صدا و سیما گفته است: مردم و به‌ویژه خانواده‌ها در تماس با ما به شدت خواهان آگاه‌سازی در زمینه آسیب‌های اجتماعی هستند

محمدحسین رنجبران، مدیر کل روابط عمومی صداوسیما در واکنش به انتقادات از پخش اعترافات مائده هژبری (نوجوان رقصنده) در صدا و سیما گفته است: «مردم و به‌ویژه خانواده‌ها در تماس با ما به شدت خواهان آگاه‌سازی در زمینه آسیب‌های اجتماعی هستند»... «مقام قضایی درخواست کرده بوده است تا موضوع این افراد حتما رسانه ای شود» / جماران

فرض می کنیم ادعای مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما در خصوص این درخواست «به شدت» مردم درست باشد ، مردم از سازمان صدا و سیما خواهان آگاه سازی می شوند ، بعد پلیس هم همزمان با «مقام قضایی درخواست کرده بوده است تا موضوع این افراد حتما رسانه ای شود» ؛ آیا این توجیه کافی است که به فرض درخواست توامان مردم و پلیس برای آگاه سازی مردم راجع به موضوع رقص در شبکه ای اجتماعی، صدا و سیما بدون توجه به شرایط موجود جامعه و حساسیت هایی که به دلیل التهابات اقتصادی در افکار عمومی ایجاد شده ، اقدام به اعترافگیری تلویزیونی از یک نوجوان ۱۷ ساله در باره رقص کنیم و آن را در ابعاد گسترده پخش کنیم و نفرت افکار عمومی را برانگیزیم؟

نقش روابط عمومی صدا و سیما در این ماجرا چیست ؟ آیا جناب آقای محمد حسین رنجبران که اتفاقا جوانی پرشور در برخی عرصه ها هستند، در این باره چه زمانی وارد ماجرا شده اند؟ آیا اساسا روابط عمومی صدا و سیما در شکل گیری این ماجرا نقش آفرینی کرده است و در نتیجه مشاوره کارشناسی این روابط عمومی چنین تشخیص داده شده که چنین رویکردی در چنین زمانی و با چنین برنامه ای به روی صفحه تلویزیون بیاید و روح و روان مخاطب را جریحه دار کند؟

یا این که روابط عمومی صدا و سیما صرفا وقتی بازخوردهای منفی مردم و مخاطبان نسبت به این برنامه رسوا و غیر اخلاقی و غیر حرفه ای اعترافگیری تلویزیونی از یک دختر نوجوان ۱۷ ساله انتشار یافته ، برای ماستمالی کردن ماجرا وارد عمل شده و چنین اظهار فضل نموده است؟

روابط عمومی صدا و سیما در هنگام بروز چنین وضعیتی چه وظیفه ای دارد ؟ آیا یک «مسئول»ِ «روابط عمومی»ِ «مردم مدار»، وظیفه دارد تا رفتار نادرست سازمان متبوع خود را در تحریک افکار عمومی و پخش اعترافگیری با انواع سفسطه توجیه کند و یا برای صدا و سیما شریک جرم بتراشد؟

آیا مدیرکل روابط عمومی صدا و سیما ، برای آگاه سازی افکار عمومی نسبت به آسیب های شبکه های اجتماعی، هیچ روشی مناسب تر از اعترافگیری تلویزیونی به ذهنش خطور نکرده است؟

به نظر این مدیر کل محترم آیا جامعه ما حق ندارد نسبت به عوامل و شرایط و کسانی که پدیدآورنده فسادهای کلان اقتصادی می شوند و زندگی اجتماعی شهروندان را به معضلات گسترده آن مبتلا می کنند، آگاه شود؟

آیا مجاری ارتباطی و گوش های صدا و سیما و روابط عمومی آن، صدای خواست مردم را برای افشای عوامل فسادهای کلان خانمان برانداز و اختلاس های زنجیره ای هزاران میلیاردی و موسسه های مالی و اعتباری و .... نمی شنود؟

روابط عمومی صدا و سیما که مدعی است این برنامه را بنا به درخواست مردم تهیه کرده اند ، آیا در شرایطی که جو جامعه به دلیل التهاب آفرینی های خارجی و داخلی ملتهب و آماده تکرار وقایعی از نوع دی ماه سال گذشته و بلکه حادتر از آن است، اولویت ها را در پرداختن به چنین برنامه هایی در نظر گرفته است و چگونه اعترافگیری از نوجوان رقصنده ۱۷ ساله بر اعترافگیری از زورگیران و چپاولگران بیت المال اولویت یافته است ؟!

یادآوری کنیم که یک روابط عمومی آشنا به تخصص روابط عمومی؛ همواره با نقش آفرینی فعال و موثر در سازمان و حساسیت داشتن به شرایط اجتماعی جامعه و حساسیت های مردم و اصول و معیارهای اخلاقی و حرفه ای مراقب است تا احیانا سازمان متبوعش دست به اقدامی نزند که تناسبی با اخلاق و قانون نداشته باشد.

یک روابط عمومیِ مسئولیت پذیر و آشنا به وظایف و رسالت ها، در هنگام بروز چنین رویدادی نیز تلاش می کند تا با شناخت دقیق موضوع ، با پذیرش قصور و خطاها و کاستی ها، دلجویی از ذینفع یا ذینفعان و اصلاح رفتار و پرهیز از توجیه گری صرف، جانب مردم را بگیرد و به آنان اطمینان دهد که برای پیشگیری از تکرار چنین خطا و کاستی هایی در سازمان پیگیری های لازم را خواهد داشت.

یادمان نرود وظیفه روابط عمومی مسئول و مردم مدار، توجیه گری و نفوذ و بوقچی ناشنوا بودن برای سازمان نیست ، بلکه مهم ترین وظیفه اش تلاش برای کسب تفاهم از طریق ارتباطات دوسویه و متقابل و مبتنی بر احترام به مخاطبان است.

محمد امامی
♦️بیستم تیر ماه ۱۳۹۷

جامعه روابط عمومی